X
تبلیغات
رایتل
قسمت اول - عشق بازی

عشق بازی

عشق بازی

همه چی از ۷سالگی شروع شد یه کنجکاوی دوران کودکی که منو به روابط جنسی با دخترای هم بازیم سوق داد کم کم این روابط با دخترای فامیل پا گرفت دختر دایی دختر خاله تا اینکه زمان گذشت ما بزرگ شدیم تو سن ۱۳ سالگی دیگه از روی هم خجالت میکشیدیم ولی هر از چند گاهی که با هم تنها می شدیم دیگه حسابی از شرمندگی همدیگه در میومدیم تا وقتیکه دیگه از هم دور شدیم و چند وقت همدیگرو ندیدیم ولی ما عاشق هم شده بودیم یعنی این میل جنسی بود که مارو به سمت هم می کشند بد از ان دوری دیگه اصلا نمی شد به هم نزدیک بشیم این رابطه ها باعث شد که یه حس غریب نسبت به جنس مخالف تو من بوجود بیاد که به نظر خودم عاشقی بود. ۱۴ سالم بود که دنبال این بودم که با یه دختر دوست بشم این زمان درست مصادف بود با سال سوم راهنمایی من ان سال هم ازمون مدارس استعداد های درخشان داشتم هم امتحاناتم نهایی بر گزار می شد و باید تمام فکرو ذکرمو رو درسام میزاشتم خیلی به خودم فشار آوردم که این هس ارتباط با جنس مونث بذارم کنار اما هر روز عاشق یکی می شدم تا اینکه بالاخره موفق شدم اما این آخر کار نبود تا اینکه. . . . . . . . . .

+نوشته شده در شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1389ساعت18:42توسط مسیح | نظرات (2)

نظرات (2) نظرات (2)