X
تبلیغات
رایتل
قسمت ششم - عشق بازی

عشق بازی

عشق بازی

این قضیه تموم شد وفقط درد معدش واسه من بود سال دوم دبیرستان تموم شد من با دو پله سقوط شدم معدل سوم مدرسه تابستونو با رفتن کلاس و بازی تو کوچه تلف کردم وتموم شد سال جدید که شروع شد ترم اولو من همش از این دکتر به ان دکتر می رفتم انم به خاطر درد معدم تو سن ۱۷ سالگی با این وضعیت با حالا حالا ادامه می دادم تازه این اولیش بود چون تو طول ترم مرتب سر کلاس نبودم  نمره هایی که ترم اول گرفتمم درست حسابی نبود همه چی ینواخت بود اعصابم از نمره هام خورد بود دوست هم کلاسیم که گفتم عاشق یه دختری بود یه روز امد واز من خواست که آستین واسش بالا بزنم ویه حرکتی بکنم که ان دختره بفهمه دوست من که اسمش احمد بود دوستش داره قرار شد که یه روز بعد مدرسه من با مبایل دوستم زنگ بزنم خونه دختره و با هاش حرف بزنم من اینئدکارو کردم وان دختره هم در جواب من گفت بعدا به همون شماره زنگ میزنه و جواب میده چند وقت گذشت وقتی که دختره زنگ نزد دوسته من تصمیم گرفت خودش زنگ بزنه بعد اون احمد به من زنگ زد در حالی که داشت گریه میکرد گفت که جواب دختره نه بوده منم که ناراحتیشو دیدم به دروغ گفتم نه من با دختره همین الان حرف زدم اون نمی خواسته نه بگه به تو روش نشده نه بگه انگاری یه امید تو دلش جونه زد خیلی دلم سوخت البته زور که نیست اما اینم بگم دختره هم بدش نمی امد . 

طفلی احمد که حرف منو باور کرده بود هر روز مارو می برد دمه مدرسشون  مدرسه انا به مدرسه ما نزدیک بود ویه جوری بود که چند تا مدرسه دخترونه کنار هم بود من تو یکی از این روزا که با احمد رفتیم دمه مدرسه دختره . . . . .

+نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1389ساعت21:40توسط مسیح | نظرات (3)

نظرات (3) نظرات (3)